شب سال نو

امشب شب اول سال بود. شب اول سال در هلند خیلی زیبا و پر سر و صدا گرامیده میشود (=گرامی داشته میشود). رفته بودیم با یکی از دوستان ساحل اسخفنینگن (تقریباً میشه گفت همون لاهه معروف) کلی آدم جمع شده بودند برای آتیش بازی و جشن گرفتن شروع سال نو. خیلی شبیه مراسم چهارشنبه سوری تهران هست با این تفاوت که ابزار آتیش بازی بسیار بسیار زیباتر و کم خطرتره. مردم از یکی دو ساعت مونده به شروع سال نو ( ساعت 12 شب 31 دسامبر) یواش یواش جمع میشند. آتیش روشن میکنند و درختهای کاج کریسمس رو میسوزونند. البته امشب هوا خیلی سرد بود و باد وحشتناکی میومد طوری که بچه های کوچیک و کم وزن رسماً در معرض بادبردگی بودند (خودم دیدم که بچه دوستم یه پاش روی زمین و یه پاش روی هوا بود)  بارون هم بود به خاطر همین آتیش درستی نشده بود روشن کنند ولی آتیش بازی خیلی قشنگ بود. نکته جالب قضیه حضور بی اندازه پر رنگ ایرانیها توی مراسم بود (البته به عنوان بیننده بیشتر) هر طرفی که نگاه میکردی چندتا ایرانی میدیدی که از قضا خیلی هم سرحال بودند. راستشو بخوای با توجه به اینکه شب سال نو از نظر فرهنگ ایرانی خیلی معنی خاصی نداره حضور اون همه ایرانی توی اون مراسم که میتونم بگم بیشتر از حضور ایرانیها توی هر مراسم دیگه بود تنها یه دلیل میتونست داشته باشه: نوستالژی چهارشنبه سوری.

الان که دارم این یادداشت رو تموم میکنم (ساعت ۱:۴۰ بامداد اول ژانویه) صدای آتیش بازی از توی خیابون هنوز داره میاد.

/ 2 نظر / 8 بازدید
ارسلان

مخلص اوس امير عزيز ٬ سال نو مبارک

ارسلان

سلام اوس امير ٬ به ما هم يه سر بزن راستی برای بازی يلدا دعوتت کردم ٬ من نمينويسم و من نميخوام هم نداريم بايد بنويسی