پلاستيسيته کريستالی

یادش بخیر سال اول که اومده بودیم دانشگاه کله مون داغ بود و سر رشته هامون کل داشتیم با بچه ها خصوصاْ بچه های خوابگاه که بیشتر با هم بودیم و از قضا هشت نفر از یه دبیرستان بودیم که با هم همون سال دانشگاه قبول شده بودیم و گرم بودیم با هم. من سنگ مکانیک رو به سینه میزدم و یکی از بچه ها سنگ مواد رو. مکانیکی ها هم یه کمی عموماْ (و به اشتباه البته) دماغشون باد داره که من هم مستثنی نبودم. گول رتبه کنکور رو خورده بودیم (گرچه اون هم تعریفی نداشت). خلاصه من میگفتم مواد چیزی نیست و رفیقمون هم جواب میداد البته و استدلال که اگه مواد نباشه مکانیک (و بقیه رشته های مهندسی البته) هیچ کاری نمیتونند بکنند. عقلم میگفت درست میگه ولی امان از کله شقی مکانیکی!

گذشت این جریان تا الان که من اتفاقی دارم روی شکل دهی فلزات کار میکنم و جدیداْ به یه موضوع جدیدی علاقه مند شدم به اسم پلاستیسیته کریستالی (crystal plasticity). واسه اونایی که نمیدونند بگم که در این تئوری پلاستیسیته کریستالی تغییر شکل دائمی یا پلاستیک به لغزشهای کریستالی مربوط میشه. یه سری سیستمهای لغزشی فعال واسه هر شکل کریستالی (BCC, FCC, HCP مثلاْ) که لغزشهای کریستالی در این سیستمها (متشکل از یک صفحه لغزش و یه جهت لغزش) انجام میشه. در پلاستیسیته کلاسیک (یا به تعبیری phenomenologic) تغییر شکل اجسام رو با مدلهای ماکروسکوپی بررسی میکنند که معمولاْ دیدگاه میکروسکوپی چندانی توش به کار نرفته. مثلاْ تابع تسلیم و قانون استرین هاردنینگ معمولاْ منشاش انطباق یه معادله ریاضی با نتایج آزمایشگاهی (curve fitting) هستش و مبنای فیزیکی نداره. این رویکرد به پلاستیسیته در واقع مدلسازی واقعیت بدون توجه به مکانیزم فیزیکی هستش. زمانی که مدلهای غیر فیزیکی در شرایطی به کار برند که با شرایطی که براش طراحی شدند خیلی فرق داشته باشه. مثلاْ اگر قانون استرین هاردنینگ نمایی معروف (s=Ke^n) در پلاستیسیته شکل دهی تناوبی به کار بره نتایجی که از مدل به دست میاد هیچ ربطی به واقعین نداره و پرت و پلا است. اما در پلاستیسیته کریستالی روابط کریستال و تحول (evolution) سیستم کریستالی مدل میشه که باعث میشه نتایج مدل در به رنج فوق العاده وسیع صحیح باشه. البته ریاضیات پلاستیسیته کریستالی سخته. کلی اطلاعات تجربی نیاز داره و زمان محاسبه اش هم در مجموع خیلی زیادتر از مدلهای کلاسیک هستش.

ولی با اون مقدمه ای که گفتم هنوز نتیجه گیری اخلاقی رو نکردم. نتیجه گیری اخلاقی اینه که مواد هم رشته مهمیه. باور کنید. من هم خودم واسم خیلی سخت بود که باور کنم ولی واقعیت رو باید پذیرفت هر چند تلخ باشه و مربوط به موادی ها.

/ 4 نظر / 224 بازدید
ارسلان(ارسلان و خاطراتش)

سلام مهندس ٬ اما به نظر من اول مهندسی عمران بعدا بقيه آخه تا ما جايی رو نسازيم که شما جايی رو نداريد توش کار کنيد راستی اون پستت راجع به دزدی دوچرخه رو خوندم خيلی جالب بود توی انگليس هم همينطوره ٬ دوچرخه من رو هم دزديدند و قتی برگشتم از مرکز خريد ديدم فقط چرخ جولو مونده ( آخه قفل بود ) خلاصه ۱۱۴ پوند ضرر ديدم .

مرضيه

اولاْ عليک سلام:) ثانياْ به دليل ترافيک ذهنی ام نظر شما رو در مورد رضا شادمهر الان ديدم! ثالثاْ پست الان هم گذری نگاه کردم چون يکی دو بايت از مغزم بيش تر کار نمی کنه! می گذارم جزو مطالبی که بيام بعداْ بخونم. رابعاْ شرکت کنندگان در سمينار دکتر رضا اکثراْ پزشکی بودند که غير از مدل رياضی که ما مثلاْ می فهميديم!!!! بقيه اش را بهتر از مدعيان رياضی و فيزيک درک می کردند. خامساْ مثل شما ما هم هنوز برای زورمون مياد اعتراف کنيم که پزشکی هم رشته ی مهميه! ديگه اعداد عربی بلد نيستم... در هر حال ما آرزوی توفيق برای همه ی علوم و فنون پیشه ها داريم.

سعيد

سلام من يه تحقيق سه چهار صفحه ای راجع به مکانيک به انگليسی برای کلاس زبان ميخواستم.انگليسيم هم اصلا خوب نيست ميشه کمکم کنيد

اميرعباس

سعيد سلام! من دقيقاْ‌متوجه نشدم که چطوری ميتونم کمکت کنم. ميتونم توضيح بيشتر بدی دقيقاْ‌چه چيزی لازم داری؟