خوش استيل

                                                            2005448782173624553_rs.jpg

این صندلی نماد یک سبک هنری هست به نام «د استیل» یا «De Stijl». این سبک (بر خلاف چیزهای زیاد دیگه ای که هلندیها به عاریت گرفته اند) خیلی هلندیه. از مشخصات این سبک اینه که اثر هنری خلق شده (حالا مربوط به هنر محض باشه مثل نقاشی یا هنر کاربردی مثل طراحی صنعتی) از خطوط کاملاْ صاف عمودی و افقی و رنگ های اصلی (نه ترکیبی) ساخته میشه. این سبک هنری بین سالهای ۱۹۱۷ تا ۱۹۳۱ در بین یه مشت هنرمند (بیکار) هلندی رواج پیدا کرده بود. در بین این حلقه هنرمندان که گرد مجله ای که با همین نام (د استیل) منتشر میشد جمع شده بودند از نقاش (مثل موندریان Piet Mondrian و وان در لک Bart van der Leck) تا آرشتیکت (مثل ریت فلد Gerrit Rietveld و اد J.J.P. Oud) پبدا میشده. این نشمینگاه هنری (عکس بالای پست رو میگم) هم اثر هنری جناب رت فیلد هستند (همون میتی کموند خودمون- احترام بگذارید 21.gif). حالا اینا رو نوشتم فکر نکنید من اصولاْ به هنر علاقه دارم یا این که چیزی در مورد هنر (یا خدای ناکرده) تاریخ هنر سرم میشه. جمعه ای رفته بودیم موزه مرکزی اوترخت با دو تا از دوستان (که یکیشون طراحی صنعتی میخونه) و دوستان بنده رو در این رابطه توجیه کردند. بقیه اش رو هم از راهنمای موزه و ویکیپدیا کش رفتم و اینجا نوشتم که خیلی با سواد به نظر بیام. حالا خداییش تریپ وبلاگ با کلاس شده یا نه؟

برای حسن ختام هم یه نقاشی خوش استیل از موندریان براتون میذارم:

                                                  2000444630429522892_rs.jpg

آخه خداییش کجای این شبیه نقاشیه؟ من بچه که بودم از این چیزا میکشیدم همه بهم میگفتند بی استعداد. البته مواظب باشید این حرفا رو هنریها نخونند. این رفیق شفیق ما که ذکر خیرش در بالا اومد (که طراحی صنعتی میخونه) از دادائیست ها هم برامون صحبت کرد و از نقاشی و البته شعرشون. میگفت (راست و دروغش با خودش) که دادائیست ها وقتی میخواند شعر بگند یه سری کلمه از روزنامه درمیارند بعد میریزند توی یه ظرفی چیزی و به هم میزنند و شانسی یه سری کلمه از توی ظرف در میارند و بغل هم میچینند و این میشه شعر. آخه خدائیش آدم یه سری کلمه رو شانسی بغل هم بچینه شعر ازش درمیاد؟ یعنی چیده شدن رندم کلمات بغل هم میشه هنر؟ آخه آدم دردشو به کی بگه. توی این تعطیلی و تنهایی و ... باید از دست این دادائیست ها هم بکشیم!

/ 10 نظر / 32 بازدید
فاطمه

مهندس بغل نه بقل

اميرعباس

به فاطمه: تشکر. اصلاح شد.

ارسلان

خدا به دور !!! به حق چيز های نديده و نشنيده !!! اون وقت اين فرنگی ها ميان و از فرهنگ و ادب چند هزار ساله مشرق زمين ايراد ميگيرن ! تازه معلوم شد که ايراد از کجاست !!! ايراد لز بی هنری خودشونه !! خوبی مهندس ؟؟؟

داداشی

سلام داداشی خوب خودم خوبی؟ بابا اين داداييسها رو بی خيال! اصل حالت چطوره؟ راستی می گفتم دارن حقمون رو این هنریا می خورن يادته چهارپنج سالگيمون از اينا زياد می کشيديم؟ راستی يه سری هم از اونورا بيا آپ کردم. عزت زياد!

ع ط

سلام داش عباس. چطوری خدايی اين که ميگن هنر نزد ايرانيان است و بس يه حکمتی داره آخه اينا چيه...........حالا با اون صندليه ۱ جوری ميشه کنار اومد ولی اين ۴خونه ديگه نوبره راستی چرا اينقدر از تعطيلات شکاری ........ به جون خودم اينجا همه برا ۱ ساعت تعطيلی له له ميزنن در هر صورت انشاا... هميشه سرفراز باشی .

هنر خوان

سلام عزيز جان ماها همه وقتی کودکيم هنرمندای بزرگی هستيم... اما کمتر کسی از ماها هنرمند می مونه! آره داداش

علی

امیر جان. من بعد از مدتها وبلاگت رو خوندم. حقیقتش من موافق اظهار نظرت راجع به اون نقاشی نیستم. هر هنری مقام و جایگاه خودش رو در دنیای امروز داره. کلا برای ما ایرانیها که کشورمون هنوز تو سنت دست و ا میزنه و حتی هنوز وارد عصر مدرنیته نشده اظهارنظر درباره مدرنیسم و بعدتر از اون پست مدرنیسم باید با یه کمی احتیاط صورت بگیره. موفق باشی.

يک دانشجوی سيالات

سلام مهندس! من هم با نظر اين دوستمون موافقم البته بايد بگم ما مهندسا ذاتمون اين جوريه دنيا رو فقط با ديد محاسبات فنی می بينيم البته جسارته!!!!!